خبرخور

تحول در برخی دروس حوزه لازم است / عوارض بی‌توجهی به تاریخ در تفسیر

آیت‌الله ابوالقاسم علیدوستبه گزارش ایکنا، آیت‌الله ابوالقاسم علیدوست، ۷ بهمن‌ماه، در ادامه مباحث فلسفه تفسیر به آسیب‌شناسی تفاسیر پرداخت و گفت: یکی از این آسیب‌ها آن است که مفسر بدون توجه به تاریخ و دانش‌های مربوطه آیه‌ای را تفسیر کند؛ برای نمونه کلام مفسران سنی در ذیل آیه شریفه ۱۱۳ توبه «مَا کَانَ لِلنَّبِیِّ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکِینَ وَلَوْ کَانُوا أُولِی قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ» مصداق این مسئله است.

وی افزود: معنای آیه بسیار روشن است که فرموده «بر پیامبر و کسانى که ایمان آورده‏‌اند سزاوار نیست که براى مشرکان پس از آنکه برایشان آشکار گردید که آنان اهل دوزخند طلب آمرزش کنند هر چند خویشاوند [آنان] باشند»، ولی مفسران سنی موجی از یمین و یسار به راه انداخته‌اند که این آیه درباره حضرت ابوطالب(ع) است؛ در اینجا بغضی که دشمنان امام علی(ع) داشتند، حضرت ابوطالب را بی‌نصیب نکرد و منحصر به خود امام نشد.

استاد سطح خارج حوزه علمیه بیان کرد: روایاتی نقل کرده‌اند که حضرت ابوطالب تا پایان عمر هم به مرگ جاهلیت مرد و ایمان نیاورد که البته ائمه(ع) و بزرگان دینی مفصلاً جواب داده‌اند و شواهد تاریخی هم در رد آن وجود دارد؛ ولی همانند رسانه‌های امروزی که برای جاانداختن یک دروغ هجوم گسترده رسانه‌ای دارند، آن‌قدر در این باره هجوم آورده‌اند که یا افراد را مجبور به تقیه کنند یا کسی تصور خلاف عقیده آنان نکند، لذا گفته‌اند پیامبر(ص) در هنگام وفات حضرت ابوطالب بر بالین وی حاضر شد و از او خواست ایمان بیاورد، ولی ایشان اصرار داشت که می‌خواهد با دین آباء خودش بمیرد.

وی با بیان اینکه این ادعا با گفته‌های خود این مفسران در تناقض است، افزود: به اتفاق، اهل تسنن گفته‌اند که سوره توبه جزء آخرین سوره‌های نازله است و مانند قرطبی گفته که آخرین سوره است؛ حضرت ابوطالب(ع) سه سال قبل از هجرت یعنی سال دهم بعثت وفات کرده‌اند، یعنی اگر سوره توبه سال دهم هجری نازل شده باشد ۱۳ سال میان وفات ابوطالب و نزول این آیه فاصله است.

آفت بی‌توجهی به تاریخ در تفسیر

وی افزود: این در حالی است که صحیح مسلم، بخاری، فتح الباری و … این روایت را آورده‌اند؛ البته بعدها حسین بن فرد از اهل تسنن پیدا شد و گفت که این نقل، نقل رسواست. تعبیر او این است که «ان السوره ما نزل من آخر ما نزل من القرآن و مات ابوطالب فی عنفوان الاسلام و النبی بمکه …».

استاد سطح خارج حوزه علمیه اضافه کرد: اینکه این سوره جزء آخرین سوره‌های نازله است، امر مخفی نیست و جزء ابتدایی‌ترین علومی است که یک مفسر باید بداند و اینکه حضرت ابوطالب(ع) هم در سال دهم بعثت وفات کرده اظهر من الشمس است، ولی تعصب مذهبی و نادیده گرفتن تاریخ در تفسیر آیه چنین رویه نادرستی را به دنبال دارد، بنابراین دقت در تاریخ جزء لوازم اصلی در پرداختن به تفسیر است.

آیت‌الله علیدوست در بخش دیگری از سخنانش با ذکر خاطره‌ای از آغاز طلبگی خود اظهار کرد: بنده در حدود ۵۰ سال قبل که وارد حوزه شدم، ابتدا تصور می‌کردم وقتی وارد حوزه شدیم قرار است به ما یاد بدهند چگونه سخنرانی و مداحی کنیم و قرآن بخوانیم و آموزش دهیم، ولی از ابتدا جامع‌المقدمات و مصدر، اصل کلام است و … را به ما یاد دادند، بنده در شوک بودم که چرا این مباحث را می‌خوانیم و آیا مفید برای ماست؟ ولی بعدها برای من این مسئله هضم شد؛ امروز هم معتقد هستم که بهترین روش شروع در حوزه همین است.

لزوم تحول در برخی دروس حوزه

وی تأکید کرد: طلبه در مباحث اصول، خیلی از موضوعات را می‌خواند، ولی امروز مطالب زیادی لازم است که در اصول نیست، همان طور که در کفایه مطالبی هست که قبل از آن نبوده است؛ امروز فلسفه فقه، فلسفه اصول فقه و فلسفه دین نیاز یک طلبه پویاست، ولی این مباحث را یا نداریم و یا کم داریم؛ مثلاً یکی از مهم‌ترین مباحث اصول فقه، مقاصد شریعت است که مطالبی گذرا در کفایه و … بحث شده، ولی کفاف شرایط امروز را ندارد؛ لذا باید تحولاتی در این زمینه ایجاد شود.

علیدوست با بیان اینکه طلبه قراردادهایی را مانند غرر می‌خواند، ولی امروز باید با قراردادهای بورس و فرابورس آشنا شود، اضافه کرد: نمونه دیگر فلسفه اخلاق است که امروزه یکی از حادترین مباحث است؛ زیرا خیلی‌ها ارزش‌های اخلاقی را نسبی می‌دانند، اگر بخواهیم از منظر احکام فقهی ثابت و متغیر هم بحث کنیم نیاز به این بحث داریم، ولی متأسفانه کمتر طلبه‌ای داریم که به خوبی با این مقولات آشنا باشد.

استاد سطح خارج حوزه علمیه با بیان اینکه مباحث این‌گونه‌ای چیزی نیست که یک شب بخوانیم و فردا تبیین کنیم بلکه به تدریج ایجاد می‌شود، افزود: اکنون یکی از مباحث مهم دنیا این است که دولت‌ها چقدر می‌توانند در امور خصوصی مردم دخالت کنند، کاپیتالیسم دخالت را ممنوع و سوسیالیست هم در ریز و درشت آن دخالت می‌کند؛ اینکه نظر دین چیست؟ ما باید این پاسخ را بدهیم؛ البته اینکه گفته شود نظر دین بینابین است، یک حرف کلی است و باید جزئیات آن، مانند اینکه اگر دولت دخالت کرد در چه مواردی است ضامن است و چقدر ضامن است، تبیین شود.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × پنج =

دکمه بازگشت به بالا