به بهانه‌ی شعرشعرانه (اشعار غیر آیینی)

تا شب چشم تو در بیشه‌ی رویا رویید؛ سیدمسیح شاه‌چراغی

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

تا شب چشم تو در بیشه‌ی رویا رویید

صبح تصویر تو در قاب تماشا رویید

 

طرح چشمان تو در باغ خیالم گل کرد

یک بغل آینه در ذهن معما رویید

 

اشک‌ها قصه‌ی تنهایی من را خواندند

واژه در واژه‌اش اندیشه‌ی دریا رویید

 

باز بر شانه‌ی تردید نگاهت دیدم

کوهی از شاید و اما و اگرها رویید

 

شور شیرین لبت در سر من افتاده است

تا که بر  نخل لبت بوسه‌ی خرما رویید

 

بوی پیراهن تو مصر دلم روشن کرد

داغ خورشید تو بر قلب زلیخا رویید

 

تا مسیح نفست جان به نسیمی بخشید

مریم روح تو هر گوشه‌ی صحرا رویید

 

اشک پای غزلم گریه‌ی خوشحالی بود

تا به لب‌های تو گل‌خنده‌ی امضا رویید

 

سیدمسیح شاه‌چراغی

 

 

* منبع: وبلاگ شاعرانه‌ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − پانزده =

دکمه بازگشت به بالا