آن قدیم‌ترهاادبیات و شعر

بیا….

نیامدی و نگاهم هنوز بر راه است

فقط خدا از دل کوچه‌گردم آگاه است

 

دلم به عشق تو ای خوب ای صداقت محض

هنوز خسته و بی‌آشیان و گمراه است

 

از آسمان نگاهم سکوت می‌بارد

و سقف نازک تنهایی‌ام چه کوتاه است

 

همیشه هم‌نفسم هستی ای عزیز! اما

برای تا تو رسیدن هزار شب راه است

 

ز داغ کوچ تو ای عشق ای همه خوبی

دلم هماره پر از گریه‌ی سحرگاه است

 

 

* این پست توسط خانم نگین توسلیان در کیمیای میهن‌بلاگ ثبت شده است. تاریخ ویرایش: سه‌شنبه ۱۳۹۸/۰۱/۱۳

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − 9 =

دکمه بازگشت به بالا