بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

بیا که گریه کنم لحظه های آخر را؛ حضرت زینب (س)؛ حسن لطفی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

بیا که گریه کنم لحظه‌های آخر را
بخوان ز چشم ترم حال و روز خواهر را

 

دلم قرار ندارد بیا که تا دم صبح
بنالم از سر شب روضه‌های مادر را

 

پرید خواب رباب از خیال حرمله باز
گرفته است به چادر گلوی اصغر را

 

خدا کند که بمیرم در این شب و فردا
که روی نیزه نبینم سر برادر را

 

خدا کند که نبیند دو چشم مبهوتم
به زیر بوسه‌ی نیزه تن مطهر را

 

خدا کند که نبینم به روی طشت طلا
جسارت نوک چوب و لبان پرپر را

 

خدا کند که نبینم به زیر آتش و دود
به دست قاتل تو پاره‌های معجر را

 

حسن لطفی

 

 

* منبع: سایت آستان وصال

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × دو =

دکمه بازگشت به بالا