به بهانه‌ی شعرشعرانه (اشعار غیر آیینی)

بوی هجرت می‌آید…

بوی هجرت می‌آید

باید امشب بروم

حرفی از جنس زمان نشنیدم

هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود

من به اندازه‌ی یک ابر دلم می‌گیرد

باید امشب بروم

باید امشب چمدانی را

که به اندازه‌ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم

و به سمتی بروم

رو به آن وسعت بی‌واژه که همواره مرا می‌خواند.

 

سهراب سپهری

 

 

* این پست توسط آقای اسماعیل مصفا در کیمیای میهن‌بلاگ + ثبت شده است، که در انتقال آرشیو نام نویسنده منتقل نشده است. تاریخ ویرایش: سه‌شنبه ۱۳۹۹/۰۷/۰۱

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − 7 =

دکمه بازگشت به بالا