بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

به چشمانت نمی‌آید که اهل این زمین باشی؛ امام سجاد (ع)؛ سیده‌تکتم حسینی

 سیده‌تکتم حسینی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

به چشمانت نمی‌آید که اهل این زمین باشی

گمانم شهروند آسمان چندمین باشی

 

برایت فرش‌های پیش پا افتاده ناچیزند

تو با این منزلت باید که سجاده‌نشین باشی

 

تو و شب تا سحر گریه، تو و شب تا سحر سجده

بنا شد آن‌چنان باشی، بنا شد این‌چنین باشی

 

خدا می‌خواست تا دین را به دستان تو بسپارد

به بیماری دچارت کرد تا فردای دین باشی

 

به لطف آن همه داغی که در کرب‌وبلا دیدی

تمام عمر باید چشم تر بر آستین باشی

 

برای من نخی از رشته‌ی سجاده‌ات کافی‌ست

سر نخ دستم افتاده که تو حبل‌المتین باشی

 

تو و عشق تو و پیشانی ساییده از سجده

فقط شایسته‌ات این است «زین العابدین» باشی

 

سیده‌تکتم حسینی (افغانستان)

 

 

* منبع: سایت شعر هیئت

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار − 3 =

دکمه بازگشت به بالا