آن قدیم‌ترهاادبیات و شعربانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

بر در خانه‌ی پر مهر تو رو آوردم؛ مناجات؛ ناشناس

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

بر در خانه‌ی پر مهر تو رو آوردم

نظری کن تو بر این روی غمین و زردم

 

چون به یاد آورم اعمال خودم را در روز

بانگ العفو بلند است ز آه سردم

 

حال که راه به من داده‌ای محبوبم

مکن این بار دگر از در خانه طردم

 

عهد می‌بندم از این لحظه گناهی نکنم

اگر این بار گنه کار شدم نامردم

 

تو مپندار که چیزی به بساط من هست

سائل بی نفس و خسته و دوره‌گردم

 

من کی‌ام؟ گریه کن فاطمه و اولادش

شاهدش دیده‌ی پر خون و دل  پر دردم

 

من نخواهم که در این دایره باشم روزی

کز خط رهبری و مکتب و دین برگردم

 

ز تو ممنونم از اینکه تو اجازه دادی

بار دیگر در این خانه صدایت کردم

 

ناشناس

 

* اگر شاعر این اثر را می‌شناسید، لطفا نام او را -مستندا- در قسمت نظرات ثبت بفرمایید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + پانزده =

دکمه بازگشت به بالا