آن قدیم‌ترهامذهبی و اعتقادی

برداشتی از مناجات شعبانیه (۳)

اکنون شخص دعاگویی که خود را گناهکار می‌داند با امید به غنا و کرم پروردگارش و با توجه به بزرگواری او فهرستی از درخواست‌های خویش را در محضر باری تعالی مطرح می‌کند و در لابه‌لای این فهرست از تملق و چرب‌زبانی و سعی در جلب توجه او فرو نمی‌گذارد.

ترجیع‌بند همه‌ی ادعیه‌ی مأثوره صلوات بر پیامبر و خاندان پاکش است

اللهم صل علی محمد و آل محمد

اولین دعا بعد از صلوات طلب توجه است

و اسمع دعایی اذا دعوتک و اسمع ندایی اذا نادیتک و اقبل علی اذا ناجیتک

هنگامی که تو را می‌خوانم دعای مرا اجابت کن و چون صدایت کنم آوایم بشنو و هنگامی که با تو مناجات می‌کنم به حالم توجه نما

پس از جلب توجه و ابراز برخی درونیات به حضرت ربوبی –اموری که در مقاله‌ی سابق بدان اشاره شد- حاجت بعدی طرح می‌شود. این حاجت شامل تمام حوائج می‌شود. گوینده‌ی دعا بدون این‌که اشاره‌ی دقیقی به حاجتش بکند کار را به قاضی الحاجات احاله می‌کند و به قول معروف می‌گوید هر چه که کرمت است به من عطا کن! نگاه به لیاقت من مکن!

الهی تول من امری ما انت اهله

خدایا امور زندگی مرا آن‌چنان که شایسته‌ی مقام خودت است اداره کن

طلب ترحم و پوشش گناهان و حفظ آبرو، حاجت‌های بعدی است

و عد علی بفضلک علی مذنب قد غمره جهله

الهی قد سترت علی ذنوبا فی الدنیا و انا احوج الی سترها علی منک فی الاخری

به فضل خودت بر بنده‌ای که در لجه‌ی گناهان فرو رفته ترحم نما. خدایا در دنیا گناهان زیادی از من پوشاندی من در قیامت خیلی بیشتر به پوشش آن نیازمندم.

معذرت‌خواهی و طلب ردنکردن از درگاه ربوبی حاجت بعدی است که مطرح می‌شود

فاقبل عذری…

عذرم را بپذیر…

الهی لاترد حاجتی  و لاتخیب طمعی…

حاجتم را رد مکن و امیدم را مبر…

یکی از موارد شیرین‌زبانی و تملق‌ها آنجاست که عرضه می‌دارد

الهی ان اخذتنی بجرمی اخذتک بعفوک و ان اخذتنی بذنوبی اخذتک بمغفرتک و ان ادخلتنی النار اعلمت اهلها انی احبک…

گویی خدا را در رودربایستی قرار داده:

خدایا اگر مرا به جرمم مؤاخذه کنی من هم تو را به عفوت بازخواست می‌کنم و اگر مرا به گناهانم مؤاخذه کنی من هم تو را به بخششت بازخواست خواهم کرد و اگر مرا داخل دوزخت ببری همه‌ی اهل آتش را با خبر می‌کنم که من خدا را دوست داشتم و خدا دوستش را به جهنم آورده است.

از دیگر فرازهایی که به طرح حاجت اختصاص داده شده است آن‌جاست که عرضه می‌شود:

الهی هب لی قلباً یدنیه منک شوقه و لساناً یرفع الیک صدقه و نظراً یقربه منک حقه

بار خدایا به من دلی عطا کن که مشتاق مقام قرب تو باشد و زبانی که صدقش به سوی تو بالا رود و نگاهی که حقانیتش به سوی تو آید.

اینکه خدا به فکر انسان باشد و کاری کند که بنده‌اش توفیق مناجات و ذکر او را داشته باشد از بهترین خواهش‌های بنده‌ی عابد است.

الهی و الهمنی بذکرک الی ذکرک و همتی فی روح نجاح اسمائک و محل قدسک

الهی بک علیک الا الحقتنی بمحل اهل طاعتک و المثوی الصالح من مرضاتک

ای خدا مرا واله و حیران یاد خود کن و همتم را برای نشاط و فیروزی در اسماء خود و مقام قدس و عظمت خویش موفق کن

تو را به ذات پاکت قسم که مرا به گروه مطیعانت ملحق ساز و منزل شایسته‌ای از مقام رضا و خوشنودی‌ات عطا فرما 

کم‌کم به دعاهای داغ می‌رسیم، دعاهایی که گویا از طرف بنده‌ای بیچاره ادا می‌شود:

الهی لاتجعلنی ممن صرفت عنه وجهک و حجبه سهوه عن عفوک

خدایا مرا از آنان که از ایشان روی می‌گردانی قرار مده

 

صحبت پیرامون بقیه‌ی درخواست‌ها را به فرصتی دیگر موکول می‌کنیم.

ادامه دارد…

 

 

* این پست توسط آقای هادی در کیمیای میهن‌بلاگ ثبت شده است. تاریخ ویرایش: سه‌شنبه ۱۳۹۸/۰۱/۱۳

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 14 =

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا