بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

با پا زدند بر در و در را صدا زدند؛ حضرت زهرا (س)؛ سیدرضا جعفری

 سیدرضا جعفری

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

با پا زدند بر در و در را صدا زدند

بی‌اطلاع آمده و بی‌هوا زدند

 

دیدند چون حریف نبردش نمی‌شوند

دستش طناب بسته، به او پشت پا زدند

 

یک عده جاهل متجاهر به فسق هم

لب‌تشنه آمدند ولی آب را زدند!!

 

یک‌دسته مس که رنگ طلا هم ندیده‌اند

تهمت به بی‌کفایتی کیمیا زدند

 

با جمع نامنظمشان سنگریزه‌ها

سیلی به روی مادر آیینه‌ها زدند

 

شیطان‌پرست‌های به ظاهر خداپرست

حتی تو را برای رضای خدا زدند!

 

تحریف کرده‌اند تو را تازیانه‌ها

از بس که حرف‌های تو را نا به جا زدند

 

حالا که می‌شود اگر آن سال‌ها نشد

پرسیدن همین که شما را چرا زدند؟

 

سیدرضا جعفری

 

 

* منبع: وبلاگ حسینیه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × دو =

دکمه بازگشت به بالا