به بهانه‌ی شعرشعرانه (اشعار غیر آیینی)

با دوست حس و حال گذر کردنم نبود؛ حسین صیامی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

با دوست حس و حال گذر کردنم نبود

بی‌دوست اشتیاق سفر کردنم نبود

 

هر چند باغ بعد تو حرفی جدید داشت

میل به روی غنچه نظر کردنم نبود

 

تو گفته‌اند میوه‌ی ممنوعه‌ی منی!

حاشا! توان از تو حذر کردنم نبود

 

عشق تو مثل زلزله آمد سراغ من

دیگر مجال رفع خطر کردنم نبود

 

بی تو شبم تمام نمی‌شد، ادامه داشت

ای ماه احتیاج سحر کردنم نبود

 

از من مپرس بی‌تو کجایم که نیستم…

بی دوست اشتیاق سفر کردنم نبود

 

حسین صیامی

 

 

* منبع: صفحه‌ی اینستاگرام شاعر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 19 =

دکمه بازگشت به بالا