آن قدیم‌ترهاادبیات و شعربه بهانه‌ی شعرشعرانه (اشعار غیر آیینی)

ای دل ز من بریده ز یادم نمی‌روی؛ رحیم معینی کرمانشاهی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

ای دل ز من بریده ز یادم نمی‌روی

وی پا ز من کشیده ز یادم نمی‌روی

 

ای رفته از برابر چشمم به کوی غیر

اشکم به دیده دیده ز یادم نمی‌روی

 

ای ساده‌دل کبوتر از باز بی‌خبر

وز دست من پریده، ز یادم نمی‌روی

 

آن چشم را به روی چه کس باز می‌کنی؟

ای آهوی رمیده، ز یادم نمی‌روی

 

در سایه‌ی کدام نهالی روم به خواب

ای نخل بر رسیده، ز یادم نمی‌روی

 

دانم که امشبم به سحرگه نمی‌رسد

ای جلوه‌ی سپیده، ز یادم نمی‌روی

 

تا خواند این غزل ز من، آن سرو ناز گفت

ای بید قد خمیده، ز یادم نمی‌روی

 

معینی کرمانشاهی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − دو =

دکمه بازگشت به بالا