بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

ای حجت زمانه، زمانه چه بد شده است؛ امام زمان (عج)؛ احسان اکابری

 احسان اکابری

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

ای حجت زمانه، زمانه چه بد شده است

یک تکه ابر بین من و نور سد شده است

 

دیگر برای غنچه سری تب نمی‌کند

در عالمی که خار، گل سر سبد شده است

 

هم نان عشق می‌خورم و هم کباب غیر

دل راه آن‌که سیخ نسوزد بلد شده است

 

عشق تو را به قیمت یک نان فروختم

می‌بینی آن که دم ز تو می‌زد چه بد شده است؟

 

بعد از عبور جمعه فراموش می‌شوی

یادت همیشه غرقه‌ی این جذر و مد شده است

 

دل خوش نکن به ندبه‌ی هر جمعه خواندنم

دین هم برای حجله‌ی دنیا نمد شده است

 

دنیا میان لُجّه‌ی خون غوطه می‌خورد

انسان به زیر پای هوس‌ها لگد شده است

 

قرآن به روی طاقچه‌ها خاک می‌خورد

من منتظر که باز ببینم نود شده است*

 

قربان چشم خیس تو گردم که ابر هم

با یاد گریه‌های تو از کوچه رد شده است

 

چشم تو قادر است که شقّ‌القمر کند

با عشوه‌ای که گوشه‌ی چشمت بلد شده است

 

پنهان نمی‌کنم که در این انتظار تلخ

دور از تو حال و روز دلم باز بد شده است

 

احسان اکابری

 

 

برنامه‌ی ورزشی ۹۰

* منبع: وبلاگ من غلام قمرم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × دو =

دکمه بازگشت به بالا