بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

ای توتیای دیده‌ی من خاک پای تو؛ امام زمان (عج)؛ ناشناس

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

ای توتیای دیده‌ی من خاک پای تو

بازآ که سر نهم ز ارادت به پای تو

 

بر لب رسیده جان من از درد اشتیاق

ای جان بیا که جان جهانی فدای تو

 

ای مه بیا که سوختم از آتش فراق

جز سوختن چه چاره کند مبتلای تو

 

صد بار گر برون رود از سینه جان من

هرگز برون نمی‌رود از سر هوای تو

 

عمرم به انتظار پیامی گذشت و من

ترسم که نشنوم سخن دل‌ربای تو

 

ای غایب از نظر ز کجا جویمت نشان

یابم چگونه راه به خلوت‌سرای تو

 

ناشناس

 

 

* اگر شاعر این اثر را می‌شناسید لطفا نام او را -مستندا- در بخش نظرات ثبت بفرمایید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده + 20 =

دکمه بازگشت به بالا