بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

ای باخبر ز درد و غم بی‌شمار من؛ حضرت زهرا (س)؛ سیدرضا موید

 سیدرضا موید

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ای باخبر ز درد و غم بی‌شمار من!

برخیز و باش، فاطمه‌جان، غم‌گسار من

 

رفتی ز دیده‌ی من و از دل نمی‌روی

حس می‌کنم همیشه تویی در کنار من

 

شیرینی حیات من، ای بَضعَهُ الرّسول!

تلخ‌ست با غمت همه لیل و نهار من

 

خیری پس از تو نیست در این زندگیّ و من

گریَم از این‌که طول کشد روزگار من

 

مردم ز گریه، غصّه‌ی خود حل کنند، لیک

افتد ز گریه، غصّه‌ی دیگر به کار من

 

خواهم ز کودکان تو پنهان گریستن

اما غمت ربوده ز کف اختیار من

 

این روزها ز خانه کم آیم برون، مگر

کم‌تر به قتلگاه تو افتد گذار من

 

سیدرضا موید

از سایت شعر هیئت

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + پنج =

دکمه بازگشت به بالا