بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

این جشن‌ها برای من آقا نمی‌شود؛ امام زمان (عج)؛ سیدرضا جعفری

 سیدرضا جعفری

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

این جشن‌ها برای من آقا نمی‌شود

شب با چراغ عاریه فردا نمی‌شود

 

خورشیدی و نگاه مرا می‌کنی سفید

می‌خواستم ببینمت اما نمی‌شود

 

شمشیرتان کجاست؟ بزن گردن مرا

وقتی که کور شد گرهی، وا نمی‌شود

 

یوسف! به شهر بی‌هنران وجه خویش را

عرضه مکن که هیچ تقاضا نمی‌شود

 

این‌جا همه منند، منِ بی‌خیالِ تو

این‌جا کسی برای شما ما نمی‌شود

 

آقا جسارت است ولی زودتر بیا

این کارها به صبر و مدارا نمی‌شود

 

تا چند فرسخی خودم ایستاده‌ام

تا مرز یأس، تا به عدم، تا نمی‌شود

 

می‌پرسم از خودم غزلی گفته‌ای ولی

با این همه ردیف، چرا با نمی‌شود؟

 

سیدرضا جعفری

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 3 =

دکمه بازگشت به بالا