زکات العلم نشره

انقلاب نیروی متخصص می خواهد!

سلام

گاهی مطلبی را که برای نوشتن در ذهن پرورش می‌دهی، کاملا اتفاقی می‌بینی در جایی دیگر به قلم یکی دیگر درآمده است؛ با بالا و پایینش. این دست‌نوشته را که ظاهرا به قلم آقایی است به نام «جواد موگویی» -که بنده نه خودش و نه خط و ربطش را می‌شناسم-، صاحب وبلاگ فیش‌نگار -که ایضا ایشان را هم نمی‌شناسم- از جای دیگری به وبلاگش فوروارد کرده بود. اتفاقی دیدمش. بدم نیامد. به برکت ویرایش تایپی‌اش دوسه‌باری خواندمش. با کلیاتش موافقم اما به نظرم کمی تند و گزنده و مطلق آمد. بنده اگر بودم کمی آرام‌تر و مقیدتر می‌نوشتم. اما به نظرم خواندنش -جدای از اینکه با آن موافق یا مخالف باشیم- خالی از لطف نباشد؛ حق نقدمان هم نسبت به آن محفوظ. اگر چیزی به نظرتان رسید حتما بنویسید، استفاده می‌کنم. خدا را چه دیدی شاید گذر نویسنده‌اش نیز به اینجا خورد و او هم استفاده کرد.

والسلام

 

«حزب‌اللهی‌جماعت کلا ولگرد است. نام خود را هم گذاشته افسر جنگ نرم! به کمتر از افسر هم راضی نیست. گروهبان یا استوار که هیچ! برخی درجه‌ی ژنرال هم بر دوش خود کاشته‌اند!

حالا این افسران چه کاره‌اند در شبانه‌روز؟

برخی که درگیر خریدن پیکسل شهدایند! آنان که هیچ! تنها راه نجاتشان اختیار همسر است و بس!

برخی دیگر از صبح تا شب به دنبال جناب رائفی، عباسی و پناهیان‌اند. از ماسونی گوش می‌دهند تا سینمای غرب تا اخلاق تا سوراخ دیوار!

برخی دیگر فقط دنبال سیر مطالعاتی‌اند! ۱۰ سال می‌گردند که خدایی نکرده یک وقت یک جلد اضافه کتاب نخوانند!

یک عده هم کوله به دوش دنبال اردو هستند؛ اردوی ولایت تا شهادت! یا شرکت در کلاس جریان‌شناسی! چه جریانی مهم نیست! فقط یک جریانی داشته باشد!

یه عده هم که خوراکشان تحصن و تظاهرات است و بیانیه‌نویسی! صبح به این امید بلند می‌شوند که جلوی مجلسی، سفارتی، استخری چیزی تحصن کنند!

دلشان هم که می‌گیرد می‌روند بهشت زهرا! برای گرفتن عکس‌های غمگین با ژست‌های رنگین!

برای مذهبی‌ها هم عاشق‌اند!

سرحال که باشند عکس از همه‌جایشان، باحجاب البته! در اینستا می‌گذارند که چه؟ که عرصه دست ضدانقلاب نیفتد!

این جماعت شب که می‌شود، خسته و کوفته از جنگ نرم روزانه، می‌روند پای روضه‌ی دکتر مطیعی جان! منتظرند دکتر شعری بخواند تا یک هشتکی راه بیندازند و سریع پروفایل عوض کنند!

حامد زمانی را که نگو که عده‌ای لچک به‌سر، روسری‌صورتی و کتونی خال‌خال‌پشمی می‌دوند برای عکس یادگاری! البته برای حمایت از خواننده‌ی انقلابی و لاغیر! مدیونید [اگر] فکر دیگری کنید!

شب که می‌شود قبل خواب و جیش، می‌روند به فحاشی در زیر پست این و آن، در دفاع از حریم ولایت! این همه‌ی فهمشان است از آتش به اختیار!

مخلص کلام!

در این جنگ نرم! افسران همه کار می‌کنند اِلا جنگ تخصصی!

یک روز دوست دارند مستندساز شوند، یک روز روزنامه نگار، یک روز کارشناس مسائل! یک روز عکاس، یک روز مطهری‌شناس، یک روز طب اسلامی، یک روز کوفت، یک روز زهرمار!

آخ آخ سبک زندگی را یادم رفت! اصلا یک جماعت منتظرند رهبر چیزی بگوید و فردا ژست آن را بگیرند! هنوز از دهان مبارک سبک زندگی در نیامده! یه عده موسسه راه می‌اندازند برای اجرای منویات آقا!

اما خب عمر این “تفریحات انقلابی” به عمر یک عدد پوشک سایز ۵ علی‌اصغر من هم نمی‌رسد! دائم در حال عوض‌شدن است! کلا این جماعت که شغلشان “فعال رسانه”ای است و لانه‌شان در لانه‌ی جاسوسی، تپه‌ی گل‌کاری‌نکرده نمی‌گذارند!

مخلص کلام:

انقلاب نیروی متخصص می‌خواهد، نه ولگرد و علاف! نه شهیدباز! نویسنده می‌خواهد، پزشک می‌خواهد، فیلم‌ساز می‌خواهد و…»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − 4 =

دکمه بازگشت به بالا