آن قدیم‌ترهامذهبی و اعتقادی

امیرالمومنین اسوه‌ی وحدت (بخش نهم)

چگونه همه‌ی دانستنی‌هاى آنان یقینى است؟

گاهى این پرسش براى خواننده پیش مى‏‌آید که، چگونه ممکن است ‏براى اعضاى خاندان پیامبر در تمام آیات قرآن و جمیع احکام شرعى و سنت‌هاى نبوى، معرفت‏ یقینى حاصل شود؟

پاسخ این است که، دست‌یابى آنان بر معرفت‏ یقینى به طور قطع امکان دارد. البته براى پیامبر این امکان بوده است که به شاگرد زیرک و برجسته‏‌اى چون على بن ابى‏‌طالب -تمام مفاهیم آیات قرآن و تمامى آن‌چه را که به بینش اسلامى مربوط است و همه‌ی قوانین اسلامى را که تعدادشان از چندهزار تجاوز نمى‏‌کند- تعلیم دهد. بدیهى است که على به دو پسرش -حسن و حسین- تمام آن‌چه را که پیامبر به او آموخته است، تعلیم مى‏‌دهد. بدین گونه، براى ما امکان این تصور پیدا مى‏‌شود که على و دو فرزندش بر معرفت‏ یقینى کامل رسیده‏‌اند.

البته این فرض -به طور قطع- با واقع، مطابقت دارد، چه على از کودکى تا روز وفات پیامبر با او بود؛ نیز او شاگردى امین و مراقب بود، پیوسته در جلسات عمومى پیامبر حاضر مى‏‌شد و در خلوت‌هاى ویژه‌ی او نیز با وى همراه بود. و او در آشکار و نهان در راه خدا بیداردل و صمیمى بود. و فرزندانش -حسن و حسین- سال‌هاى دراز با وى زندگى کردند، و آن دو نیز، همانند نیا و پدر خود راستانى پاک بودند. آن‌چه را مى‏‌دانستند به برترین فرزندان پیامبر و على، تعلیم دادند.

چگونه گروهى را مشخص کنیم؟

گاهى خواننده مى‏‌پرسد: با توجه به این که دو گروه از دانشمندان وجود دارند که هر دو انتساب به پیامبر دارند و از طرفى اعضاى هر یک از دو گروه با خودشان متفقند و با اعضاى گروه دیگر اختلاف نظر دارند، چگونه براى ما امکان دارد که تشخیص دهیم کدام یک از دو گروه، همان عترتى است که پیامبر به پیروى از آن ارشاد کرده است؟

اما خواننده خود -در صورت پیشامد چنین اشتباهى- مى‏‌تواند رفع شبهه کند، به این ترتیب که یک بار دیگر به حدیث زید بن ارقم -که پیشتر گذشت- باز گردد و آن را بخواند. همان حدیثى که حاکم در جزء سوم از صحیح خود «المستدرک» آورده است، آن که به نام یکى از اعضاى عترت تصریح مى‏‌فرماید و او امام على است. پس گروه حقى که با این فرد برجسته هماهنگ است، همان عترت است. و گروهى که مخالف اوست از عترت نیست، هر چند که همه‌ی افراد آن به پیامبر خدا انتساب داشته باشند.

صرف نظر از آنچه گفته شد این شبهه یا شبهه‏‌هاى همانند آن -موقعى که به این احادیث‏ بیان‌گر اوصاف- احادیث تسمیه را نیز بیفزاییم، به تمامى از بین مى‏‌روند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 3 =

دکمه بازگشت به بالا