آن قدیم‌ترهاعمومی

الا عشق

یا حق

امتحان نهایی دین، دینداری نیست، محبت است. در زندگی، به پس که می‌نگرید می‌بینید لحظه‌های خطیر، لحظه‌هایی که به راستی زندگی کرده‌اید، لحظه‌هایی هستند که با عشق و محبت دست به کاری زده‌اید.

هر چه که از آن تو و برای توست، همانا از عشق لبریز است. موهبت تو همانقدر دوستت می‌دارد که دوستش می‌داری. موهبت تو، تو را می‌جوید و پرواز کنان به سوی تو می‌آید، اگر دریابی که آنچه را که دوست می‌داری، خود دوست داشتن است.

هرگاه بدانی که مردمان عشقند، همه عوض خواهند شد. ما نیز در چشم مردم عوض خواهیم شد، اگر بدانیم که جوهر و ساختارمان از عشق است. همه چیز یعنی عشق. در کل هستی هیچ نیست الا عشق.

 

 

 

* این پست توسط خانم مسیح در کیمیای میهن‌بلاگ ثبت شده است. تاریخ ویرایش: سه‌شنبه ۱۳۹۸/۰۱/۰۶

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − یک =

دکمه بازگشت به بالا