خبرخور

استاد مطهری معنویت منهای خدا را بی‌معنا می‌داند / تفسیر عقلانی شهیدمطهری از قرآن

در نشست معنویت در منظومه معرفتی شهید مطهری مطرح شد:

ارال/ معنویت منهای خدا در اندیشه استاد مطهری پذیرفتنی نیستبه گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلین محمدجواد رودگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ۱۳ بهمن‌ماه در نشست علمی «معنویت در منظومه معرفتی شهید مطهری» از سلسله نشست‌های همایش بین‌المللی بازاندیشی آرای شهید مطهری در مواجهه با مسائل روز که از سوی بنیاد علمی فرهنگی شهید مطهری برگزار شد، گفت: معنویت در نگاه ایشان از سه ساحت بینشی، انگیزشی و کنشی تشکیل می‌شود؛ این معنویت مبتنی بر اعتقاد به مبدا و معاد یعنی باور به خداوند و عالم قیامت است.

وی افزود: استاد مطهری مفهوم مقومی برای تبیین و تعریف معنویت و ماهیت‌شناسی معنویت به کار گرفته و آن مفهوم غیب است که براساس آیه سوم سوره بقره «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ» اتخاذ کرده است؛ یعنی موطن معنویت و حیات معنوی، غیب عالم و جهان غیب است؛ این نقطه مرکزی و مرکز ثقل معنویت اسلامی است که شهید مطهری هم بر آن تصریح فرموده است.

رودگر با بیان اینکه از دید ایشان هستی، ساحات پنهانی دارد که غیب و ملکوت ادبیاتی هستند که می‌توانند بواطن هستی را نشان دهند، تصریح کرد: ایشان در تبیین بحث تأکید دارد که همان طور که در ابتدای سوره بقره بر بحث غیب تأکید شد در انتها هم همانند در آیات آمن الرسول سخن از خدا، ملائکه، وحی، نبوت و رسالت آمده است.

رودگر تصریح کرد: اعمال صالح در حوزه کنشی می‌تواند مجموعه معنویت را به ما نشان دهد؛ معنویتی که در بعد هستی‌شناسی باور به غیب، در بعد انسان‌شناسی باور به فطرت و براساس معرفت‌شناسی، همگرایی میان وحی و عقل و دل است، گرچه وحی بر معرفت‌های عقلی، برهانی، اشراقی و سلوکی انسان غالب است.

وی افزود: از منظر استاد شهید غایت معنویت اسلامی قرب وجودی به حضرت حق است و براین مبنا، معنویت‌های اسلامی کارکردهایی دارد که از جمله رفع چالش‌ها و دوگانه‌انگاری در نسبت معنویت با تجارت، سیاست، خانواده، سلوک اجتماعی و … است؛ منطق مطهری هم مبتنی بر آیه ۳۷ نور «رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَهٌ وَلَا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءِ الزَّکَاهِ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ» است؛ یعنی معنویت، سیاست، اقتصاد و تجارت در هم آمیخته است.

وی افزود: از دید ایشان، جهاد علمی، جانی، درونی، بیرونی، هجرت‌های آفاقی و انفسی و همه فعالیت‌ها براساس این حقیقت یعنی معنویت شاکله می‌یابد؛ معنویات و اجتماعیات در منظر ایشان توأمان است و طوری نیست که این دو با هم در تعارض باشند. استاد تلفیق میان آزادی و معنویت اجتماعی را به عنوان دکترین معرفتی مطرح کرده است که ممتد، تشکیکی و ذومراتب است.

وی افزود: او معنویات منهای خدا را از اساس بدون معنا می‌داند و چنین معنویتی را نمی‌پذیرد. او معنویت منهای خدا و دین را موجه نمی‌داند و معنویتی را که مارکسیست‌ها تبیین می‌کردند، مورد نقد قرار داد، معنویت‌های سکولار، لیبرال و نوپدید و نوظهور و عرفان‌های سکولار مانند یوگا و … را هم رد و نقد کرده است.

رودگر با بیان اینکه ۱۲ مؤلفه براساس آثار شهید استخراج شده که معنویت اسلامی این مبتنی بر آن است، افزود: معنویت عبودیت‌گرایانه و عدالت دو مؤلفه مهم در این عرصه است و نشان می‌دهد معنویت و عدالت در هم تنیده است. شهید روی شریعت‌گرایی هم مانور خاصی داده و باید و نباید شریعت را به معنای فقه مصطلح دارای موضوعیت می‌داند و ایشان در مجموع معتقد است که معنویت، زندگی‌ساز و نه زندگی‌سوز است.

شهیدمطهری تفسیر عقلانی از قرآن داشت

در این نشست، همچنین حجت‌الاسلام والمسلمین قاسم کاکایی، استاد دانشگاه شیراز اظهار کرد: برای معنویت تعاریف متعددی وجود دارد، ولی به تبع مولانا، این تعریف را می‌پذیریم که معنویت یعنی خدا.

وی افزود: شهیدمطهری فرموده است که من از ۱۳ سالگی دغدغه بحث درباره خدا را داشتم. از این نظر دغدغه و استعداد شهید در باب خداوند کمک کرد تا ایشان در حوزه علمیه و به خصوص حوزه قم دو مسئله مهم مرتبط با معنویت یعنی معرفت و محبت خدا را در شخصیت‌های مختلف به ویژه حضرت امام و حضرت علامه طباطبایی بیابد.

استاد دانشگاه شیراز بیان کرد: او قطعا یک فقیه عالیقدر است، اما همانطور که خودشان فرمودند، علاقه به کلام، عرفان و اخلاق داشتند و خدا آمیخته در همه مباحث ایشان در فلسفه، کلام، فقه و اخلاق است. ایشان نگذاشت اسلام منحصر به فقه و احکام یا مباحث عقلی شود، لذا شخصیت جامعی در همه این عرصه‌ها بود.

وی تأکید کرد: شهرت شهید توجه به فطرت آدمی و آمیختگی آن با دین است؛ لذا به فیلسوف فطرت هم مشهور است؛ آن‌قدر عمیق و دقیق مباحث را دنبال کردند که می‌توانیم بگوییم ایشان تحول عظیم فکری عمیق و نه شعاری ایجاد کرد؛ لذا کتب برخی شخصیت‌ها را می‌توان در یک یا دو جمله خلاصه کرد، اما تک تک جمله‌های وی بار معنایی دارد و شعارپردازی نکرده است.

وی با بیان اینکه شهید مطهری ایدئولوگ انقلاب اسلامی بود، اظهار کرد: ایشان هم مباحث عقلی و فلسفی و هم تفسیر قرآن و شخصیت پیامبر و شخصیت امام علی(ع) را به نسل جوان آن دوره فهماند؛ شخصیتی که ایشان از پیامبر نشان داد، دقیقاً در مقابل آن چیزی است که مستشرقان نشان داده‌اند؛ چون آنها تلاش دارند بگویند پیامبر فردی خشن، دنبال قدرت و همسر و … بوده است؛ مطهری پیامبر را رحمت برای جهانیان معرفی فرموده است؛ همچنین در «سیری در نهج‌البلاغه» و «دافعه و جاذبه»، علی(ع) را به عنوان اعجاز بشری معرفی می‌کند.

وی افزود: جنبه‌های عقلانی و معرفتی قرآن هم در تمامی آثار شهید دیده می‌شود؛ شهید در این مدلی که اسلام را دریافته، شیوه تبلیغ او هم مبتنی بر عقلانیت و معنویت اسلام بود؛ خداوند هم استعداد و ظرفیت‌های زیادی به او داده بود و در منبر و سخنرانی آن‌قدر شیوا، شیرین و زیبا بیان می‌فرمود که بر جان‌ها می‌نشست.

کاکایی اظهار کرد: ایشان قلمی ساده و در عین حال پربار و عمیق داشت که سبب موفقیت او بود؛ ایشان انقلاب را برای آزادی درون و بیرون و رسیدن به معنویت می‌دانست؛ او حکومت را در خدمت اهداف بلند عقلانی و معنوی می‌دانست، نه اینکه برعکس همه چیز در خدمت حکومت باشد.

وی افزود: شهید مطهری تلاش کرد تا پرده وهم را کنار بزند و روی انسان را به عالم غیب باز کند، مثلاً برخی می‌خواهند حافظ و مولوی را خارج از جریان اسلامی بدانند که امروز در حوزه هم عده‌ای طرفدار این مسئله هستند، ولی شهید مطهری چهره‌ای از حافظ ارائه می‌دهد که عقلانی، دلپذیر و معنوی است و جوانان را جذب و جلب می‌کند. لذا چیزی که در تعالیم مطهری باید دنبال کنیم، دو بعد معنویت و عقلانیت آمیخته با معنویت است و نه عقل دنیایی.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده − 7 =

دکمه بازگشت به بالا