بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد؛ امام حسن مجتبی (ع)؛ وصال شیرازی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد

آن طشت را ز خون جگر، باغ لاله کرد

 

خونی که خورد در همه‌عمر، از گلو بریخت

دل را تهی ز خون دل چندساله کرد

 

نبود عجب که خون جگر گر شدش به جام

عمریش روزگار همین در پیاله کرد

 

نتوان نوشت قصه‌ی درد و مصیبتش

ور می‌توان ز غصه هزاران رساله کرد

 

زینب درید معجر و آه از جگر کشید

کلثوم زد به سینه و از درد ناله کرد

 

هر خواهری که بود روان کرد سیل خون

هر دختری که بود پریشان کُلاله کرد

 

یا رب به اهل بیت ندانم چه سان گذشت

آن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت

 

وصال شیرازی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × پنج =

دکمه بازگشت به بالا