بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

اتاقِ کاه‌گلی بود و مَرد و یک گل زرد؛ حضرت زهرا (س)؛ مهدی زارعی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اتاقِ کاه‌گلی بود و مَرد و یک گل زرد
که باد، عطرِ غم‌انگیزِ مرگ را آورد

اُتاق کاه‌گلی ماند و مرد و یک تابوت
و لحظه‌های پُر از اضطراب و ماتم و درد

ستاره‌ها همه از عمقِ آسمان دیدند
که یک ستاره‌ی پُر نور، در زمین شد سرد

اتاق کاه‌گلی ناگهان به خود لرزید
و سقف، در وسط خود دریچه‌ای وا کرد

دریچه پُر شده بود از مه غلیظ و غبار
و یک فرشته که می‌گفت: پیشِ ما بر گرد!

و از دریچه‌ی غمگین، گُلی به بالا رفت
به روی دوشِ هزاران فرشته‌ی شب‌گرد

دریچه بسته شد و سقفْ جای خود برگشت
و خانه ماند و فضای گرفته‌ای از گَرد

و بعد آن شب غمگین، کسی نمی‌داند
کجاست قبر تو بانو، کجاست آن گل زرد

 

مهدی زارعی
از وبلاگ حسینیه

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + شانزده =

دکمه بازگشت به بالا