بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند؛ حضرت زینب (س)؛ محمد سهرابی

 محمد سهرابی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

که عاقبت داغ تو را بر دل من بگذارند

 

ساربان می‌شوم و می‌برمت سوی حرم

من خودم نوکر تو هستم اگر بگذارند

 

انس طفلانه‌ی ما گم شده در موی سپید

بغلم کن که مرا خاطره‌ها بسیارند

 

بادها هم ز من سوخته ره کج کردند

ابرها نیز به یک جای دگر می‌بارند

 

تو سواری و لبم تا به گلویت نرسد

بوسه را گرچه از این فاصله هم می‌کارند

 

محمد سهرابی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 12 =

دکمه بازگشت به بالا