بانک اشعار آیینیبه بهانه‌ی شعر

آه ای سحر طلوع کن از شام تار من؛ امام زمان (عج)؛ میثم مومنی نژاد

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

آه ای سحر طلوع کن از شام تار من
بگذار پا به دیده‌ی شب‌‌زنده‌دار من

 

شرمنده از گناهم و شرمنده‌تر که بود
وقت گناه دیده‌ی تو اشکبار من

 

از ما هزار حاجت غیر از ظهور هست
ای آرزوی گمشده در روزگار من

 

گفتم بیا… تو آمدی و… من نیامدم
گفتم کجایی… آه… تو بودی کنار من

 

تو ناظری به حالم و من تا ببینمت
دستی بکش به آینه‌ی پر غبار من

 

میثم مومنی‌نژاد

 

 

* منبع: سایت شعر هیئت

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − شش =

دکمه بازگشت به بالا