آن قدیم‌ترهاادبیات و شعربه بهانه‌ی شعرشعرانه (اشعار غیر آیینی)

آن‌که بی‌باده کند جان مرا مست کجاست؟ مولوی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

آن‌که بی‌باده کند جان مرا مست کجاست؟

وانک بیرون کند از جان و دلم دست کجاست؟

 

وانک سوگند خورم جز به سر او نخورم

وانکه سوگند من و توبه‌ام اشکست کجاست؟

 

وانک جان‌ها به سحر نعره‌زنانند از او

وانک ما را غمش از جای ببردست کجاست؟

 

جان جان است وگر جای ندارد چه عجب

این که جا می‌طلبد در تن ما هست کجاست؟

 

غمزه‌ی چشم بهانه است و زان سو هوسی است

وانک او در پس غمزه است دلم خست کجاست؟

 

پرده‌ی روشن دل بست و خیالات نمود

وانک در پرده چنین پرده‌ی دل بست کجاست؟

 

عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد

وانکه او مست شد از چون و چرا رست کجاست؟

 

مولوی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × سه =

دکمه بازگشت به بالا