بانک اشعار آیینی

آمد سخن بگوید با لحن صبح و باران؛ سیمین دخت وحیدی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

 

آمد سخن بگوید با لحن صبح و باران

بانوی اول عشق، با شوکتی فراوان

 

سر می‌زد از نگاهش شرقی‌ترین سپیده

می‌ریخت از دهانش یک‌سینه عطر قرآن

 

چادرنماز بانو یک فصل با طراوات

باغی شکوفه آذین محصول عشق و ایمان

 

آمد بهار باشد در رویشی مداوم

تنهاترین شقایق در دامن زمستان

 

مردی کنار بانو سرفصل نسل غیرت

مردی همیشه دریا مردی همیشه توفان

 

بانو کنار مولا تعبیر نور و رحمت

مولا کنار بانو تفسیر عشق و عرفان

 

گفتند و جاودان شد آن واژه و معانی

در دفتر زمانه بر لوح ذهن و انسان

 

 

سیمین‌دخت وحیدی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 3 =

دکمه بازگشت به بالا