به بهانه‌ی شعرشعرانه (اشعار غیر آیینی)

– « آقا! وجود پاک مرا چند می‌خری؟!»؛ اجتماعی؛ مهدیه حسینیان رستمی

 از این شاعر تصویری -مستندا- یافت نشد.

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

– « آقا! وجود پاک مرا چند می‌خری؟!»

– « به‌به! چه چشم ناز و قشنگی! چه دختری!

 

چرخی بزن، ببینمت آیا مناسبی؟

یا نه شبیه کولی دیروز، لاغری!

 

اسمت چه بود؟ اهل کجایی؟ ندیدمت!…»

دختر، هراس، دلهره: «ها؟ چی؟ بله!… پری!

 

اهل حدود چند خیابان عقب‌ترم»

– «نزدیک نانوایی سنگک؟»… – «نه! بربری»

 

چیزی به مرگ دامن پاکش نمانده بود

زیر نگاه هرزه‌ی یک مرد مشتری

 

– «کمتر حساب کن»… وَ موبایلش: «الو! بله!»

– «امشب بیا به خانه‌ی آقای خاوری»

 

«زن هم مصیبت است! بله! چشم! آمدم!

هی گفت مادرم که چرا زن نمی‌بری!»

 

از خیر او گذشت و فقط گفت: «حیف شد!

امشب برو سراغ خریدار دیگری»

 

دختر به فکر نان شبش بود و داد زد:

«حتی مرا به قیمت کمتر نمی‌خری؟!»…

 

مهدیه حسینیان رستمی

 

 

* منبع: وبلاگ دفتر سیاه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + 17 =

دکمه بازگشت به بالا