بانک اشعار آیینی

آبی برای رفع عطش، در گلو نریخت؛ حضرت عباس (ع)؛ اکبر دخیلی (واجد)

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

آبی برای رفع عطش، در گلو نریخت

جان داد تشنه‌کام و به خاک آبرو نریخت

 

دستش ز دست رفت و به دندان گرفت مشک

کاخ بلند همت خود را فرو نریخت

 

چون مهر، خفت در دل خون شفق و لیک

اشکی به پیش دشمن خفاش‌خو نریخت

 

غیرت نگر، که آب به کف کرد و همتش

اما به جام کام، می از این سبو نریخت

 

چون رشته‌ی امید بریدش ز آب گفت

خاکی چو من کسی به سر آرزو نریخت

 

اکبر دخیلی (واجد)

 

 

* منبع: وبلاگ حسینیه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × چهار =

دکمه بازگشت به بالا